فطرس - تماشا
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام



دیدنت در همه ی راه معما شده است
تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است

دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است
بازهم حرمله سرگرم تماشا شده است

باورم نیست که بالای سرم می خندی
دل من سوخته ترازدل لیلا شده است

ساربانی که نگین پدرت را دارد
چند روزی است دراین قافله پیدا شده است

حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد
باورم نیست که درحنجره ات جاشده است

کاش آرام روز قافله تا خواب روی
بعد من نوبت لالایی زهرا شده است

کاش آرام رود تا که نیفتی از نی
ولی افسوس سر راس تو دعوا شده است

نیزه داری که تورا می برد این را می گفت
بازهم زخم گلو ی پسرت وا شده است

حسن لطفی

 

* اشعار






نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.